گزارش;نشريات زنانه براي که ميدمند؟!
نشريات زنانه براي که ميدمند؟!
گزارشي توصيفي از نشريات زنانه پس از پيروزي انقلاب اسلامي
زهرا قدياني
نشريه رسانهاي است که همانند رسانههاي ديگر تأثير مستقيمي بر طيف گستردهاي از جامعه ميگذارد. اغلب اين نوع تأثيرگذاري يک طرفه تصور ميشود، به اين صورت که نشريه توسط عدهاي نويسنده توليد ميشود و با واسطهگري دستگاههاي توزيعي به دست خوانندگان ميرسد. اما امروزه نشريات، حکم کالاي صنعتي را پيدا کردهاند و مانند کالاهاي ديگر به صورتي تجاري، توزيع ميشوند و تابع قانون عرضه و تقاضا هستند. بنابراين با مطالعه مکانيسم عرضه و تقاضا در نشريات و بررسي آثار توليدي ميتوان به نکات ظريف و عميقي در رابطه با ويژگيهاي جامعه مصرفکننده، روابط متقابل بين مصرفکننده و توليدکننده، تأثيرات مصرف، نيازهاي مصرفکنندگان و چرايي ايجاد اين نيازها دست يافت. در اين گزارش سعي شده تعدادي از مجلات و روزنامههاي منتشرشده در حوزه زنان مورد بررسي قرار گيرند.
نشريات زنانه قبل از پيروزي انقلاب اسلامي
تا پيش از انقلاب مشروطه، اثري از نشريات زنانه در ايران ديده نميشود. اولين نشريه تخصصي بانوان ايران، در سال 1289يعني 75سال پس از انتشار نخستين نشريه مردانه (کاغذ اخبار) منتشر شد. اولين نشريه زنان در ايران «دانش» نام داشت که بهصورت هفتگي در 4 صفحه مسائل مربوط به زنان را پيگيري ميکرد. همچنين «شکوفه» اولين روزنامه رسمي است که توسط زنان براي زنان در سال 1292 منتشر شد.
پيش از انقلاب اسلامي، تعداد نشريات ويژه زنان محدود بود و نشريات ديگر بهجز اطلاعات بانوان و زن روز، از طرف واحد زنان سازمانهاي تابع احزاب با تيراژ کم و به صورت نشريات يا مجلات داخلي شعب اين احزاب در شهرستانها منتشر ميشدند. با پيروزي انقلاب اسلامي تعداد مطبوعات زنان افزايش يافت. بهخصوص در سالهاي اول انقلاب که اين نشريات علاوه بر مسائل زنان داراي خطوط سياسي نيز بودند و بهعلاوه برخي نشرياتي که پيش از انقلاب منتشر ميشدند نيز هماهنگ با انقلاب اسلامي تغيير سبک دادند. بهطور مثال اطلاعات بانوان از سري نشريات مؤسسه اطلاعات بود که پيش از انقلاب از مجلات مبتذل زنان بود. با پيروزي انقلاب، اطلاعات بانوان پس از چند شماره انتشار، متوقف شد و مجدداً دوره جديد آن در 7 مرداد 59 با روش و نگاه نو شروع به کار کرد. در قسمتي از سرمقاله اولين شماره مجدد آن تحت عنوان «کدام خون در مجله جاريست؟» آمده: «اطلاعات بانوان که پيشتر در حال و هواي پيش از انقلاب توليد يافته و رشد و نمو کرده، ديگر نميتوانست پاسخگوي زناني باشد که خود بارها و بارها سرود استقلال آزادي جمهوري اسلامي سردادهاند.» در بين مطالب اين شماره اطلاعات زنان مي خوانيم: مصاحبه با همسر امام، حجاب اجباري يا حجاب ارشادي، زن و انقلاب فرهنگي، استعمار و ارتجاع، آقاي امپرياليسم در کشور مظلوم ما چه ميکني؟، نقش زنان در تسخير لانه جاسوسي...
فريدون صديقي روزنامهنگار و مدرس ارتباطات درباره مجلات و نشريات زنانه قبل از انقلاب اينگونه ميگويد: «پيش از پيروزي انقلاب اسلامي دو نشريه زن روز و اطلاعات بانوان منتشر ميشد، اما با پيروزي اين نهضت و متناسب با تحولات روز؛ رويکرد نويني در نشريات زنانه به وجود آمد و با توجه به اينکه زن به عنوان نقطه کانوني خانواده محسوب ميشود مطالب مجلات نيز بر نقش وي در خانواده تمرکز داشت.»
البته با گذر زمان اين نگرش نيز همسو با تحولات جامعه شکلي تازه بهخود گرفت و بر نقش و مشارکت اجتماعي زنان تأکيد بيشتري شد، در نتيجه نشرياتي نيز با همين رويکرد منتشر شدند که به مطالبات و حقوق زنان اشاره داشتند و مباحث نويني در اين زمينه مطرح کردند.
صديقي در ادامه به تشريح وضعيت فعلي نشريات زنانه پرداخته و مي افزايد: در حال حاضر در بيشتر نشريات سعي بر اين است که زن با خانواده تعريف شود. از همين رو، امروزه مطبوعات زنانه با تمرکز بر مسايل خانوادگي با تيراژهاي بالا منتشر مي شود. اما از آنجا که بيشتر مطالب اين نشريات به مسايلي نظير چيدمان منزل، کاهش استرس، گفتگو با بازيگران سينما يا ورزشکاران و... مربوط ميشود، در واقع اين رسانهها به نيازهاي آني مخاطب پاسخ ميدهند. اين در حالي است که بانوان نيازهاي بلندمدت و آتي نيز دارند که با رفع و طرح اين نيازها؛ شخصيت چند وجهي آنان اغنا ميشود.
به طور کلي ميتوان نشريات زنانه پس از انقلاب اسلامي را به سه دسته تقسيم کرد:
دسته اول: در اصطلاح فرنگي (quality news paper) گفته ميشود که:
اينگونه نشريات با هدف آگاهيبخشي و بهدور از هرگونه ابتذال و پيشپاافتادگي صرفاً به منظور جذب مخاطب خاص و فرهيخته دانشگاهي يا حوزوي منتشر ميشود. اين نشريات همواره مخاطب خاص خود را دارند و اساساً قشرهاي ديگر مخاطب اينگونه نشريات نيستند، بهعلاوه هدف اين نشريات نيز جذب طيف گسترده مخاطب نيست. در اين نوع نشريات ميتوان پژوهشهاي مربوط به حوزه زنان، مبني بر روشهاي تحقيقي آماري انواع تحليلهاي علمي و انتزاعي، گزارشات و خبرهاي مربوط به عملکرد بخش زنان در سطح کلان، مصاحبه با صاحبنظران حوزه و دانشگاه را مشاهده کرد نمونهاي از اين نشريات اشاره ميشود:
پژوهش زنان: فصلنامه پژوهش زنان نشريهاي علمي- پژوهشي است که توسط مرکز مطالعات و تحقيقات زنان دانشگاه تهران به چاپ ميرسد. اين فصلنامه اولين نشريه دانشگاهي در حوزه مسائل زنان است که فضايي را براي نشريافتههاي تحقيقات علمي فراهم ميکند. تأکيد بيشتر دست اندرکاران نشريه بر حوزههاي اقتصادي، حقوقي، فرهنگي، اجتماعي، سياسي و تاريخي در علومانساني و علوم اجتماعي است.
مرکز مطالعات و تحقيقات زنان که در سال 1380 با پشتيباني مرکز امور مشارکت زنان رياست جمهوري وقت در دانشگاه تهران تأسيس شده و يک مرکز علمي ميان رشتهاي است که به فعاليت پژوهشي درباره مسائل زنان ميپردازد. هدف اين مرکز تحقيقات مستمر و همکاري با دانشگاهها و مراکز پژوهشي در سطح ملي و بين المللي بيان شده است.
ريحانه: فصلنامه فرهنگي پژوهشي ريحانه توسط دفتر امور زنان نهاد رياستجمهوري وقت با مدير مسئولي زهرا شجاعي و سردبيري فروغ احراري آغاز بهکار کرد. اين فصلنامه از سال 1374تا1381بهصورت گاهنامه منتشر ميشد و به طرح مسائل سياسي، حقوقي و اجتماعي زنان ميپرداخت. جهتگيري سياسي اين نشريه، مطابق با آراء دولت وقت، اهدافي چون مشارکت سياسي زنان و اصلاحات در حوزه مسائل زنان بود.
فرزانه: اين نشريه با صاحب امتيازي معصومه ابتکار و با سردبيري محبوبه عباسقليزاده از سال 1371 تا 1379 با جهتگيري فرهنگي- اجتماعي و با رويکردي تحليلي - پژوهشي در حوزه مطالعات و تحقيقات مسائل زنان به فعاليت ميپرداخت.
فصلنامه کتاب زنان: اين نشريه که تا شماره دهم با نام فصلنامه شوراي فرهنگي اجتماعي زنان منتشر ميشد با صاحب امتيازي شوراي فرهنگي اجتماعي زنان و مدير مسئولي مهري سويزي از پائيز 1377 شروع به کار کرد و در حوزه فقه، حقوق، مباني، معارف و مسائل سياسي اجتماعي فعاليت ميکرد و بهصورت موضوعي و تخصصي به مسائل زنان ميپرداخت. هماکنون کتاب زنان با نام «مطالعات راهبردي زنان» با مدير مسئولي دکتر طوبي کرماني و سردبيري دکتر نهله غروي نائيني به کار خود ادامه ميدهد. دکتر غروي نائيني درباره رويکرد اين فصلنامه چنين عنوان ميکند: « عهد بستيم تا با تمسک بر آيات نوراني قرآن و توسل بر تفسير مفسران حقيقياش، بزرگ امانتداران آن کلام وحياني، امامان معصوممان (عليهم السلام) آن عهد ازلي را باز شناسيم و در هياهوي فريب خناسان سره از ناسره باز شناسيم. از ميان هزار راهههاي پيش روي زنان، سفيدراهي را جستجو کرديم که از نور حقيقت روشن است و به دور از افراط و تفريط و سليقه محوري و جنسيتگرايي به کمال فطري زنان ميانديشد و با تعصبات تاريخي و جاهليت مدرن ميستيزد. علت توفيق خود را در نگاه اعتدالي خود به جايگاه زنان يعني همان روش و منش مستحکم اسلام و قرائت انقلاب اسلامي به راهنمائي بنيانگذار الهياش حضرت امام خميني (ره) و رهنمودهاي رهبر فرزانهمان حضرت آيتالله خامنهاي دام ظله العالي از جايگاه، وظايف و حقوق زنان در ساحتهاي فردي خانوادگي و اجتماعي ميدانيم و سعادت زنان بلکه نجات بشريت از منجلاب اومانيسم و پديدههاي انحرافي منشعب از آن نظير فمنيسم را در پيمودن همين راه ميدانيم و بس.»
پيام زن: مجلهاي است که به صاحب امتيازي دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم منتشر ميشود. مدير مسئول اين نشريه محمد جعفريگيلاني و سردبير آن اسماعيل اسماعيلي است اين نشريه از سال 1371 آغاز به کار نموده و به تحليل مسائل زنان در زمينههاي مختلف سياست، اجتماع، فرهنگ، حقوق، رسانه با رويکرد ديني ميپردازد.
نداي صادق: نشريه وابسته به دانشگاه امام صادق(ع) است که با مدير مسئولي دکتر صديقه مهدوي کني و سردبيري محمد علي اردبيلي منتشر ميشود. اين دو فصلنامه به مباحث تخصصي فقه و حقوق خانواده ميپردازد.
خبرنامه فرهنگي اجتماعي زنان: شماره اول اين نشريه مهر 1378به صاحب امتيازي مرکز امور مشارکت زنان و با مدير مسئولي زهرا شجاعي شروع به کار کرد. اين نشريه با رويکرد فرهنگي - اجتماعي به مسائل زنان ميپرداخت و ويژهنامههايي مثل کنوانسيون رفع تبعيض، خشونت عليه زنان و حقوق زنان را منتشر کرد. با آغاز به کار دولت نهم اين نشريه کار خود را با صاحب امتيازي مرکز امور زنان و خانواده رياست جمهوري و مدير مسئولي دکتر طبيب زاده نوري ادامه داد.
مطالعات زنان: اين فصلنامه وابسته به پژوهشکده زنان دانشگاه الزهراست که با مدير مسئولي دکتر زهره خسروي و سردبيري دکتر خديجه سفيري منتشر ميشود و با رويکرد علمي - پژوهشي به مسائل زنان در حوزههاي علوم اجتماعي، روانشناسي، حقوق، فرهنگ و هنر ميپردازد.
دسته دوم: نشرياتي هستند که در کنار هدف آگاهيبخشي در سطح عموم و جهتدهي به افکار عمومي در پي جذب مخاطب و طرح مسائل مربوط به زنان هستند. جذب مخاطب در اين نشريات به روشهاي مختلفي به فراخور فضاي نشريه انجام ميگيرد. نمونه اين نشريات:
ندا: فصلنامه زنان جمهوري اسلامي ايران که در بهار 1369با صاحب امتيازي و مدير مسئولي زهرا مصطفوي و سردبيري فاطمه راکعي آغاز به کار کرد. شماره اول آن همزمان با رحلت رهبر انقلاب و بصورت ويژه نامه منتشر شد. بعد از يک دوره فعاليت، فرشته اعرابي سردبيري آنرا به عهده گرفت و بخشي از ندا به مخاطبان جوان و صفحاتي نيز به آقايان اختصاص يافت.
شيرمادر: به صاحب امتيازي انجمن ترويج تغذيه با شير مادر و مدير مسئولي دکتر عليرضا مرندي و سردبيري منصور بهرامي در زمينه سلامت مادر و کودک با رويکرد آموزشي - پژوهشي و اطلاع رساني به فعاليت مي پردازد.
اولين شماره اين نشريه در بهار 1379منتشر شد و شماره 34 آن تابستان 1387 انتشار يافت.
شميم نرجس: صاحب امتياز اين نشريه مدرسه علميه نرجس مشهد است. اين نشريه در ابتدا با مدير مسئولي عفتالسادات حسينيان و سردبيري حميده روحانينژاد کار خود را آغاز کرد و هماکنون با مديرمسئولي اکرم نصيري و سردبيري عفت حسينيان با رويکردي مذهبي - فرهنگي براي مخاطب مذهبي و حوزوي منتشر مي شود.
روزنامه زن: انتشار آن در 17/5/77 با مدير مسئولي فائزه هاشمي در تهران آغاز گرديد. در شماره اولين اين روزنامه آمده است: « روزنامه بنا دارد با نگاه زنانه و براي زنان بنويسد».
خبر انتشار روزنامه زن توسط خبرگزاريهاي فرانسه و رويترز مخابره شد. خبرگزاري فرانسپرس مينويسد:"روزنامه زن در اولين شماره خود اذعان داشته که روزنامهاي فمنيستي نيست، بلکه در پي آنست که توازني ميان موقعيت مرد و زن ايجاد کند. روزنامه زن در نظر دارد با نگاهي به مشکلات زنان، حقوق اجتماعي آنان را به آنها بشناساند و خلاء موجود را پر کند..."
روزنامه زن در ابتداي انتشار خود حاوي مطالب و مصاحبههايي از زنان و چهرههاي اصلاحطلب همچون جميله کديور و معصومه ابتکار بود؛ اما با گذشت زمان و تغيير فضاي سياسي کشور و به تبع آن، تغيير موضع اصلاحطلبان نسبت به آقاي هاشمي رفسنجاني، رويکرد اين روزنامه نسبت به جريان اصلاحطلبي تغيير کرد.
روزنامه زن در کنار مسائل سياسي به طرح مسائل مربوط به حقوق زنان از جمله: مهريه، نفقه، ازدواج مجدد، اجتهاد زنان، حضانت و طلاق ميپرداخت.
روزنامه زن يکبار در بهمن 1377 به مدت 2 هفته متوقف شد و بار دوم در 17فروردين 1378 براي هميشه توقيف شد.
شميم ياس: اين ماهنامه وابسته به معاونت فرهنگي تربيتي حوزههاي علميه خواهران است. و از سال 1380 به صاحب امتيازي مرکز مديريت حوزههاي علميه خواهران قم، به مديرمسئولي مصطفي رنجبر شيرازي و به سردبيري ابوالفضل هاديمنش در حوزه ديني شروع به فعاليت کرد.
نامه جامعه: اين ماهنامه، از سال 1383 منتشر مي شد. صاحب امتياز اين ماهنامه، جامعه الزهرا، مدير مسئول آن مرضيه معيني و سردبير، آذردخت نخعي بود. اين نشريه تا شماره 42 به کار خود ادامه داد.
زن شرقي: اين ماهنامه با رويکردي فرهنگي- اجتماعي از سال 1381 شروع به کار کرد. مديريت زن شرقي را مهري سويزي و سردبيري آنرا طهورا نوروزي بر عهده داشتند. مهري سويزي در مصاحبه با نشريه «پيام زن» درباره دغدغههاي «زن شرقي» ميگويد : «هدف ما در زن شرقي اين است که ديدگاههاي متحجرانه نسبت به زنان و همچنان ديدگاههاي نو که در اسارت هستند را، افشا کنيم و لايههاي پنهان آنها را براي زنان تشريح نماييم. نگاه ما به زن، از نگاه شرقي اسلام ريشه گرفته است و به وظايف انساني، خانوادگي و ضرورتهاي حضور اجتماعي زنان، توجه دارد. زن شرقي در اين سه نقش، نقشآفريني ميکند هر چند با دشواريهايي مواجه است ولي وظيفه ما اين است که مشکلات زنان را در حيطه فردي، خانوادگي و اجتماعي بررسي کنيم. نشريهاي را که نگاه اصولگرايانه و در ضمن، روش ژروناليستي و نو داشته باشد و نگاه خودش را مبنا قرار دهد، مد نظرمان بود، لذا آمديم و «زن شرقي» را بنا کرديم. وي همچنين درباره نحوه بررسي حقوق زنان در نشريهاش، افزود: خوانندگان ما به مسائل حقوقي زنان علاقهمند هستند و طالب آگاهي از نگاه جامعه نسبت به خودشان هستند که بايد نگاهي کرامتي همراه با اکرام باشد؛ نگاهي که نشانه ارج گذاشتن به زن است. هر چند متأسفانه اين نگاه مخدوش شده است و نقشهاي منفي و عقبماندهاي به زنان داده شده که موجب سوءانديشي نسبت به زنان ميشود. زنان ميخواهند سايه سلايق شخصي افراد از روي آنان برداشته شود و به مسائلشان در حوزه اسلام آنگونه که هست پرداخته شود. خبر تصويب قوانين خاص زنان در مجلس و اجراي قوانين مربوط به آنان، از جمله مواردي است که ما آنها را منعکس ميکنيم.»
همچنين «طهورا نوروزي» سردبير «زن شرقي»، در باره نحوه فرهنگسازي در زمينه حجاب در نشريه زن شرقي، گفته بود:
«زن شرقي» در نظر دارد ويژهنامهاي به نام حجاب منتشر کند و در کليه سرويسها به گونهاي به حجاب پرداخته شود. مثلاً سرويس فقهي به آثار حجاب در روابط زن و مرد ميپردازد و سرويس خانواده به رابطه حجاب با تحکيم خانواده؛ در بخش علمي هم به اين ميپردازيم که حجاب چقدر در علم روانشناسي موجب سالم ماندن زن ميشود و ...».
زن روز: اين هفتهنامه، 40 سال سابقه مطبوعاتي دارد و انتشار آن به پيش از انقلاب بر ميگردد و پس از انقلاب با تغيير رويکرد به کار خود ادامه داد. در اين نشريه در کنار تحليل و گزارش و مقالات مختلف در باب مسائل فرهنگي اجتماعي زنان نيز، آموزش آشپزي و خياطي را ميتوان ديد.
سروش بانوان: اين نشريه از سري نشريات خانواده صدا و سيماست که از مرداد1379در عرصه فرهنگي اجتماعي هنري خانوادگي به مدير مسئولي آقاي احمد خالدي و سردبيري خانم سونيا پوريامين شروع به کار کرد و روال اين نشريه به اينگونه است که در نوروز و سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي اقدام به انتشار ويژهنامه مينمايد. «شبنم رضيئي»، خبرنگار سروش بانوان در مصاحبهاي با پيام زن ميگويد: «فرق ما با ديگر نشريات خانوادگي در اين است که نسبت به آنها در سطح بالاتري قرار داريم. برخي مجلات خانوادگي پشت ميز نوشته ميشوند ولي ما در اجتماع هستيم و از واقعيتها مينويسيم.» وي درباره اهداف سروش بانوان افزود:
«مباحث اجتماعي، فرهنگي، هنري و خانه و خانهداري، معرفي زنان موفق و آشنايي زنان با مسائل حقوقي خودشان از عمده مباحث مطرح شده در «سروش بانوان» است. مثلاً «برخي زنان، با اقتصاد خانواده آشنايي ندارند و يا اينکه نميدانند عوارض جراحي پلاستيکي چيست؟ مسئله خروج زنان از کشور با اجازه شوهر و يا چگونگي دريافت مهريه و نفقه و ... از جمله مواردي است که زنان، طالب دانستن آن هستند.»
بهداشت خانواده: اين فصلنامه به صاحب امتيازي انجمن تنظيم خانواده و مديرمسئولي دکترحسين ملکافضلي اردکاني و سردبيري روح الله قطريسي در موضوعات بهداشت باروري با رويکرد علمي، اجتماعي، فرهنگي ، پزشکي به صورت تحليلي، تحقيقي و اطلاعرساني فعاليت ميکند.
زنان: اين نشريه با صاحبامتيازي، سردبيري و مديرمسئولي شهلا شرکت از بهمن ماه سال 1370 منتشر شد. شهلا شرکت در مصاحبهاي با ايراندخت، درباره شروع به کار اين ماهنامه اينگونه ميگويد: «تيرماه 1370 از کيهان اخراج شدم، همراه من سردبيران ديگري هم از کيهان اخراج شدند. شمسالواعظين، رضا آقا تهراني و رخصفت در تدارک انتشار ماهنامه کيان بودند و مرتباً مرا به انتشار مجله زنان تشويق ميکردند. وقتي آنان دفتري براي کيان گرفتند، من هم يک اتاق آنرا اجاره کردم و کار جديد شروع شد. شيرين عبادي در روزهاي ابتدائي با يک گلدان کاکتوس به ديدنم آمد تا يادآوري کند که براي کار در حوزه زنان بايد مثل کاکتوس مقاوم باشم.»
شمارههاي اول زنان در جوار کيان منتشر ميشد و با رويکردي روشنفکرانه به مسائل زنان ميپرداخت. دکتر سروش در کيان به طرح مفاهيمي چون نوانديشي ديني، آزادي و دموکراسي ميپرداخت و طبيعتاً زنان نيز از اين فضا تأثير ميگرفت. شهلا شرکت در اينباره ميگويد: «من معتقد بودم که به موازات طرح مسائل نوانديشان ديني، مسائل زنان نيز نيازمند مطرح شدن است...آيا ميشود بدون داشتن خانواده دموکرات به دموکراسي رسيد؟ آيا ميتوان به دنبال آزادي بود در حاليکه سنتهاي دست و پا گير زنان و قوانيني مبتني بر حقوق نابرابر زنان با مردان در جامعه و خانواده حاکم است؟"
بعد از جدائي زنان از کيان، خط مشي زنان نيز تغيير کرد و زنانهتر شد و در پي جذب مخاطب گستردهتر زبان سادهتري را به خدمت گرفت و در طيف گستردهتري از حوزهها از جمله ادبيات و هنر تا انديشه، حقوق و علم به طرح مسئله ميپرداخت. خانم شرکت در مورد دغدغه هاي زنان اينگونه ميگويد: «ما پيگير اتفاقات و حرکتهايي مربوط به زنان در مجلس هستيم و در بخش «يک ماه با زنان در مجلس»، تمامي لوايح و مصوبات و مسائلي را که در کميسيون زنان مطرح ميشود، منعکس ميکنيم. همچنين گزارشهاي مفصلي در مورد فرار دختران از خانه، قاچاق دختران، معضل طلاق و ... منعکس کردهايم.»
دنياي زنان: صاحب امتياز و مديرمسئول آن سونيا پوريامين و سردبير زهرا نژاد بهرام است که در زمينه اطلاع رساني، خبري، تحليلي، آموزشي و پژوهشي فعاليت مي کند.
ايران دخت: با صاحب امتيازي مجمع اسلامي بانوان و مدير مسئولي محمد حسين کروبي و زير نظر محمد قوچاني منتشر ميشود. محمد قوچاني در اولين شماره ايراندخت ضمن تأکيد بر مفهوم مدرنيته، مينويسد: «ايراندخت ميخواهد تجربهاي تازه از پيوند همه اجزاي زندگي مدرن باشد.»
اين نشريه سه بخش دارد. محمد قوچاني هدف از بخش اول ايراندخت را مدرن ساختن ابعاد مختلف زندگي مخاطبان از نوع لباس و خوراک و اخلاق فردي تا کتاب، فيلم، موزيک و رسانه ميداند. در سرمقاله شماره يک دوره جديد تحت عنوان «اين يک مجله سياسي نيست» مينويسد: «قصد ما در اين بخش، اطلاعرساني و سرگرمي است...ايراندخت هرگز پرداختن به لايههاي ملموس زندگي را سطحي و نشانه زرد بودن قلمداد نميکند. سياست مدرن براي انسان مدرن آمده است و انسان مدرن فردي است خوش پوش، خوش خوراک، خوش خلق و با فرهنگ.»
بخش دوم مجله که به نام و سرفصل «جهان زنان» منتشر ميشود، بيشتر به مباحث سياسي، اجتماعي، فرهنگي مربوط به زنان، با تأکيد بر مفهوم زن مدرن، ميپردازد. قوچاني در رد اين ادعا که اين بخش فمنيستي است اينگونه استدلال ميکند که: «بخش جهان زنان خلاف نام خود اصلاً مجلهاي فمنيستي نيست...نگاه جهان زنان نه تنها به تلخيهاي حيات زنان که نگاه به کاميابيها و زيباييهاي اين نيمه جامعه است...همکاران ايراندخت در جهان زنان ميکوشند ضمن تلاش براي طرح موضوعاتي جهت احقاق حقوق زنان، توجه به مباني فقهي و نظري مسائل زنان و مشارکت آنان در عرصه عمومي را نشان دهد. جهان زنان برخلاف نامش تلاش براي پيوند زدن ميان زن مدرن با زندگي مدرن است.»
بخش سوم ايران دخت حاوي رپورتاژ آگهي درباره کالاها و خدمات مختلف است، از تبليغ رستوران هاي مختلف گرفته تا لپ تاپ، اتومبيل و محصولات مربوط به تکنولوژي آشپزخانه.
همشهري خانواده:
اين نشريه از سري نشريات همشهري همچون همشهري جوان، همشهري ماه و همشهري ديپلماتيک است. اين نشريه همچون همشهري جوان با رويکرد جذب حداکثري مخاطب به فعاليت ميپردازد. مطالب سياسي را بهندرت در اين نشريه ميتوان يافت و در مقابل، حجم عمده مطالب آموزشي و اطلاعرساني و سرگرمي که مورد استقبال عامه مردم قرار ميگيرد در همشهري خانواده به چشم ميخورد.
دختران: دختران، تنها ماهنامه فرهنگي اجتماعي و هنري است که براي دختران جوان منتشر ميشود. طاهرخاني، سردبير دختران، نشريهاش را پس از تغيير و تحولاتي که در هسته مرکزي آن رخ داده است، آينهاي در برابر دختران ميبيند؛ آينهاي که هر دختر ميتواند خودش را در آن ببيند طوري که نه عقبتر از بقيه باشد و نه جلوتر.
وي در دومين سال انتشار دختران در مورد ديدگاه مخاطبان خود نسبت به اين نشريه گفت: «آگاهي دختران جوان و نوجوان نسبت به نسل گذشتهشان خيلي بيشتر شده است. حالا دختران 15 ساله به اندازه دختران 25 ساله، مسائل را درک ميکنند. ما سعي داريم نشاط و طراوت را در نشريهمان ايجاد کنيم. تلاش ميکنيم با ايجاد حس اميد و هويتيابي به دختراني که هويت خودشان را گم کرده و يا فراموش کردهاند، به آنان کمک کنيم تا در اين وضعيت، هويت خود را بيابند. ايجاد انگيزه و اميد و همراهي با دختراني که در اين گروه سني، فرصتي براي ابراز وجود خود ندارند، از جمله اهداف ماست. در واقع دختران نشريهاي کاملاً دخترانه است که روحيه و حس و حال زندگي را در دختران ايجاد ميکند. هر چند به نظر من تفکيک جوان، به دختر و پسر معنا ندارد و هدف عمده ما يک رويکرد دخترانه است، به گونهاي که در نمايشگاه مطبوعات آقايان بيشتر از خانمها «دختران» را خريدند.»
دسته سوم : در اصطلاح فرنگي tabloid newspaper گفته ميشود و در کشور ما اين نشريات با عنوان نشريات زرد مطرح هستند. مصاديق مجلات زرد در ايران، با توجه به قانون مطبوعات، با مصاديق اين مجلات در کشورهاي ديگر متفاوت است. آنچه در کشور ما در اين نشريات ميتوان ديد، شامل آموزش خياطي و آشپزي، داستانهاي دنبالهدار درباره عشق و شکست، اخبار، اطلاعات و حاشيههاي زندگي و فعاليتهاي بازيگران و ورزشکاران است. اينگونه نشريات به قول «رابرت پارک» شبيه بنگاه شايعهپراکني مکتوب و رسمي عمل ميکنند و مخاطبشان اغلب آن دسته از زنانياند که هدفشان از مطالعه مجله تنها پرکردن و اتلاف وقتشان است.
صديقي به نقش متقابل مخاطب در رشد مطبوعات اشاره کرده و ميگويد: به اعتقاد من رسانه با مخاطبش تعريف ميشود. در واقع اين مخاطب است که رويکرد رسانه را تعريف ميکند. بنابراين اگر امروز شاهديم که وجه سرگرمي يا مطالب معمولي مورد اقبال خوانندگان قرار ميگيرد و نشريات خانوادگي پرتيراژ منتشر ميشود، اين به معناي آن است که نياز مخاطب همين است. ناگفته نماند مخاطب همه اين نشريات زنان خانهدار نيستند، بلکه دختران تحصيلکردهاي که از آنان انتظار داريم به مسايل عميق و جديتر بپردازند نيز به دنبال اين نشريات هستند.
وي ميافزايد: اگر اقشار فرهيخته ما جديتر به دنبال نيازها و خواستههاي جدي خود بودند نشريات تخصصي و جديتر نيز منتشر ميشدند و به حيات خود ادامه ميدادند. بنابراين به نظر ميرسد بايد بررسي اين انجام شود که چرا مخاطبان ما به دنبال رفع نيازهاي آني خود هستند. بحث بيتوجهي مخاطبان زن به مطالعه نشريات به مرزهاي کشورمان خلاصه نميشود، چنانکه تنها 41 درصد زنان در بريتانيا روزنامه ميخوانند. از همين رو برخي نشريات سعي دارند با تغيير در ظاهر و محتوا به جذب مخاطبان زن بپردازند. به اين ترتيب مسايل مورد علاقه زنان نظير مباحث خانوادگي و کودکان را مطرح ميکنند و به نويسندگان تأکيد دارند «موضوعات زن پسند» را بنويسند.
نتيجه گيري:
با بررسي محتوايي نشريات زنانه، نتايج ذيل به دست ميآيد:
1- نشريات دانشگاهي در حوزه مطالعات زنان به تبيين مسائل زنان با رويکرد علمي ميپردازند اما عموماً انتخاب موضوعات و مسائل زنان در اين نشريات، مطابق با مسائل روز زنان نيست.
2- نشريات زنانهاي مورد اقبال واقع شدهاند که در برهۀ زماني خاص و با رويکرد سياسي و توسط جريانهاي سياسي منتقد به رشته طبع در آمدهاند. به عبارت ديگر، همراهي جريانهاي سياسي با نشريات زنان، موفقيت نشريات را به همراه داشته است و نشريات زنانه و به طبع آن جريانها و جنبشهاي زنان نتوانستهاند مسيري را براي خود طراحي کنند که نيازمند حمايت جريانهاي سياسي نباشد و اين مسئله باعث گرديده که جريانهاي سياسي از پتانسيل نشريات زنانه در جهت اهداف خود استفاده کنند.
3- بررسي نشريات زنانه نشانگر آن است که مسائل زنان در اين نشريات مطابق با الگوي زن ايراني نيست و عموماً مسائل مطرح شده در خصوص مسائل و نيازهاي زنان بر گرفته از نگاه غربي به مسائلزنان است و در مواردي هم که دغدغه ارائه نگاه ديني به مسائل زنان ديده ميشود، تصوير ارائه شده تصويري التقاطي است که البته دليل اين امر اين است که الگويي از زن مسلمان ايراني ارائه نشده است.
4- در نشريات دستۀ سوم به وفور از کليد واژههاي فمينيستي استفاده ميشود و يا ادبيات مطرح در اين نشريات، ادبياتي است که ميخواهد تلخي زندگي زنانه را به تصوير بکشد. همسر دوم بودن، پدرسالاري، ازدواج مجدد شوهر، خشونت خانگي و... از کلماتي است که در اين نشريات بسيار به چشم ميخورد و از آنجايي که مخاطب اين نشريات توده زنان هستند، نارضايتي نسبت به زندگي و يا بدبيني نسبت به مردان تقويت ميشود و از طرفي ديگر بخش اعظم صفحات اين نشريات، تبليغات است. تبليغاتي نظير «چگونه لاغر شويد؟» «عمل زيبايي» « ليزر پوست» «مراکز خريد لوازم آرايشي بهداشتي» و يا تبليغات وسايل خانه اعم از وسايل برقي آشپزخانه و دکوراسيون اتاق خواب و يا اتاق کودک، که اين تبليغات به رواج مصرف زدگي دامن ميزند.
5- تعداد بسياري از افراد فعال در حوزه نشريات زنانه اعم از نويسندگان، گردانندگان و سياست گذراران نشريات زنان را مردان تشکيل ميدهند و اين ميتواند بيانگر اين مسئله باشد که مسائل زنان آنچنان که بايد براي جامعه زنان تبديل به مسئلهاي پراهميت نشده است.
بازگشت